سيد احمد على خسروى
527
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در خنازير است مثل اسيد سولفوريك و اسيد نيتريك تا زخم شده سپس از دواى اكّال مذكور بپاشند تا بتدريج خورده شود و چيزى باقى نماند بعد بعلاج آن بپردازند و اما خنازير و اين شباهت دارد بسلعة و اين بيشتر در گوشتهاى رخوة مثل زير كردن و زير بغل و گاهى از يك خنازير چند خنازير متولّد مىگردد و از براى اين خنازير است كيسه مثل سلعه و علاج اين خنازير قطع است مثل سلعه و اگر مبتلاى به اين خنازير بقطع حاضر نشود بايد بعلاج سلعة معالجه نمود و گاهى بادوية متعفنه علاج مىشود پس اگر زرنيخ و آهك را مساوى با پيه مخلوط كنند و بالاى خنازير بگذارند بتدريج او را متعفّن مىكند و پس از تعفن از دواى اكّال مذكور در در سلعة بپاشند تا خورده شود و زخم آن را بمرهم داخليون علاج كنند مرهمى است از جالينوس بجهة خنازير بگيرند از خردل و گوگرد و زبد البحر و مقل ازرق و اشق و تخم انجرة و زراوند اجزاء مساوى بكوبند و دو وزن اين دواها پيه و دو وزن ديگر روغن زيتون پيه و روغن را آب كنند اجزاء را داخل كنند صبح و عصر بگذارند بالاى خنازير دوائى ديگر از جهة تحليل بردن خنازير بگيرند از جلته چهار جزء و از و از نوره ( آهك ) و نطرون از هريك يك جزء بكوبند ؟ ؟ ؟ و با پيه مخلوط كنند بگذارند بالاى خنازير